تبليغاتX
یه پرسپولیسیه متعصب
وبلاگ بروبچز پرسپولیسی
می گم این کنکور هم عجب فلسفه ی داغونی داره ها!!!!!!

حالا ما که رفتیم تا حدود یه 50 هفته ی دیگه!!!!

فردا هم آزمون دارم هیچی نخوندم!

همینجوری پیش برم نفر اولم!!!!

بابای!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 12:55  توسط Moh@ddese | 
همیشه از سرخط شروع می شه!تو میای!یه عده خوش حال می شن، یه عده هم ناراحت!  حالا پرانتز باز و نوشتن شروع می شه.واسه بعضیا خیلی زیاده! شاید به قطر یه کتاب قطور فلسفه و شایدم فقط اندازه ی کتابای جیبی فکاهی! 

یه موقع هایی خوبه آدم با خودش فکر کنه ببینه کدوم یکی از ایناست! وجودش، وقتی که بی وجود شد،خاطره هاش می مونن یا نه؟؟؟ یا فقط ازش یه اسم می مونه که هر کی می شنوه یاد همه میفته به جز اون!

  خیلی سخته...سخته که بدونی وقتی داری می ری، دیگه کسی نیست که یادش باشه یه موقعی تو هم بودی! این روزا ،آدما همه به فکر خودشونن...ولی باورکن این کاملا طبیعیه!!! 

آدما بعد از رفتن به چند دسته تقسیم می شن:

  از بعضیا یه خزانه می مونه...با کلی لعن و نفرین! 

از بعضیا فقط یه اسم!  

بعضیا فقط لباساشونو جا می ذارن! 

بعضیا هم قلبشونو...شاید تو سینه ی یکی دیگه!  

خیلی ها هم ... هیچی...!

  ولی بعضی از آدما هستن که رفتنشون واسه همیشه ، برای ما ها، مثه این    می مونه که طرف به یه سفر دور و دراز رفته! یعنی فکر نمی کنیم واقعا رفته!فکر می کنیم هنوز هم هست...!شاید خودمونو گول می زنیم!ولی بعد می بینیم که حسشون می کنیم! بوشونو می فهمیم!می دونیم هستن...همین جا...درست کنار ما...روی کاناپه...یا کنار دیوار...! 

ولی هستن!همین که حس می کنی کافیه! بقیه اش دیگه مهم نیست! 

این خیلی خوبه!این که حتی بعد از رفتنت، وجودت حس بشه!مردم با شنیدن اسمت خوش حال بشن!نه این که بگن:خوب شد که رفت...!

   نمی دونم تا حالا بهش فکر کردی یا نه؟؟؟ ولی خیلی مهمه که بعد از خودمون چی به جا می ذاریم! این که وجودمون، قبل از متلاشی شدن، چند نفرو "وجود" می بخشه؟!

  دست چند نفرو می گیره؟!

  دل چند تا آدمو می شکونه؟! 

اینا خیلی مهم اند! شاید باید یه جایی بنویسیشون تا یادت نره...زیرشونو هم خط بکش تا یادت بمونه! 

همیشه با یه نقطه تموم می شه! تو می ری! یه عده خوش حال می شن، یه عده هم ناراحت! بعد پرانتز بسته می شه! نوشتن هم دیگه تمومه!

  فقط خدا کنه یکی باشه تا بعد از تو، گرد و غبارو از روی کتاب زندگیت پاک کنه...


Green Ornamentپ.ن: دلم گرفته بود فقط..!!!!امتحانا خیلی سخته...(چه قد این دو تا جمله به هم ربط داشت!!!!)

Red Ornamentپ.ن:می خواستم واسه کریسمس اپ کنم نشد...حالا تولدم و تولد بلاگمو و سال جدید و پساپس کریسمس مبارک...خلاصه همه چی مبارک ....این شکلک

ها هم همشون تقدیم شما باد!!!!!!!!!!!!

Christmas AntlersChristmas Chop TreeChristmas SnowmanStacked Presents

Santa PhotoBlown FuseThree Kings 2Outdoor Lights

snow globe 2Santa Sled3D Magical Snowman3D Rudolph

3D Santa3D Elf With CandyCaneSeasons GreetingsElf

Santa's CookiesReindeerPresentSanta HatFireplace

CarolingSleddingPresentCandy Cane 1Candy Cane 2

Snow GlobeCandy Cane SmileyChristmas SnowSanta's Sleigh

Chimney SantaCarolersElfChristmas Fireplace

SantaMistletoe KissMangerChristmas Tree

Christmas AngelFrostyPresents Under The TreePresents

Bad GiftMerry Christmas SantaGrinchChimney

Shaking GiftScroogeRockettesNutcrackerNutcracker

RocketteJoy To The World ElfRudolphTrapped OrnamentTangled Lights

TreeChristmas LightsStockingReindeerMistletoe 2

Mistletoe 1FrostyOrnamentsCookiesXmas Ball

Christmas CardChristmas Tree 2WreathString Of Lights

Gingerbread SmileyNorth Pole SignStockingCandy CaneReindeerRudolphRudolph

Golden OrnamentHollyHappy New Year

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 19:0  توسط Moh@ddese | 

سلام!!!!

امروز واستون یه چیز باحال اوردم...

داشته باشین القاب بچه های کلاس R 2/2( همون دوی دو ریاضی!!!!)

بچه های پارسالمونو می گم که الان چند نفرشون دیگه تو کلاسمون نیستن!!!!

آنا رقاص(ما فکر می کردیم یه حرکت هم نتونه بزنه ولی روی همه رو کم کرد!!!)

آرزو خرخون!(منو می کشه اگه ببینه!)

سمی سیتی(ما هم نفهمیدیم حالا واس چی سیتی؟؟؟)

صبا کِزدار( انقدر دوس داره همه رو کز بده که آخر یه روز خودش کز میره! ببین کی گفتم!)

شهرزادنازدار(توضیح نمی خواد دیگه!!!)

مریم سایلنت(هیچکس نمی دونه صداش چه شکلیه!!!)

سانی تافل(خیرسرش تافل داره...سر ترم اول همه ی زبانو من بهش رسوندم!)

دُری دَم پختک(خوبه همین بهش میاد!!!)

روژین شیپیش(دختر به این خوشگلی و نازی...حیف نیست اینجوری روش لقب می ذارن؟؟)

مهسا کپک(اینم نفهمیدیم جون تو!)

ملی خوش خنده!(از خنده هاش خنده ات می گیره!!!) 

عسل شِکَرَک(....!!!!)

شعبون بی مخ(واااای این که آخرشه!!!)

نوا SD(همون 206 صندوق دار خودمون!!)

شقا شب پره (ناز نفسش!!!)

انیس خس خس(جدش احتمالا می رسه به اصفهانی ها....دلم می خواست وقتی بهش گفتم پاک کنشو یه لحظه بهم بده قیافه شو می دیدین!!!)

مُژی بنا(اون موقع داشتن خونه شونو رنگ می زدن همش بوی رنگ و مصالح ساختمونی می داد!!!!)

مِلی مانکن(خواننده ی کلاسه!!!!پارسال یه کلیپ هم دادیم بیرون!!!)

نیلو مِل مِل(همش پشت سر مِلی راه می ره اسمشو صدا می زنه...شیر می خواد انگار...)

نِگی میو(گوشت های غذاهای نیلو رو ایشون در یک چشم به هم زدن می ده بالا!!)

مُحی پرسپولیسی(اِ.....اینم که خودمم!!!)

درباره ی اِلی(اسمش المیراست آخه!)

بهی مظلوم(کتکش هم بزنی طفلی هیچی بهت نمی گه!!!)

مریم مقدس(پاکه از بس این دختر!)

پَری لاکی(همه با لاک پشتش می شناسنش!!!!)

آتین مُفَنگی(زوارش در رفته انگار...همش مریضه!)

مائده کاکِرو(عکسشو با مدل موهاش میفرستم براتون!)

غزال چهل گیس(چهل گیسه دیگه...چی می خوای بدونی؟؟؟؟!)

سارا سی سی( عشقه سیاسته از بس که!!!)

این آخریه رو داشته باشین بعدا باش خیلی کار داریم!!!!

 

 

                                                              و این بود القاب و کنیه ی بچه های R 2/2!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 18:40  توسط Moh@ddese | 

واااااااااااااااااااااااای ببین کی این جاس؟؟؟؟؟!!!!!

سلام....

الان انقده خوشحالم از برگشتنم که هر لحظه امکان داره یه کاری دست خودم بدم...

اول از همه اینو بگم که اصلا نپرسید که تو این مدت کجا بودم و چی شده بود و از این حرفا چون قابل گفتن نیست وگرنه ما که با شما این حرفا رو نداریم که!!!!!!!!!

وای که چقدر دلم تنگ شده بود واسه این جا....البته نبودنم تو این مدت یه مزایایی هم داشت و اون این بود که باعث شد دوستای واقعی مو بشناسم!!!!

حالا دوباره اومدم...نمی تونم بگم که می تونم زود به زود اپ کنم چون امسال وضعیتم یه طوریه که باید درصد خرزدنمو تا حد زیادی بالا ببرم!!!!

بنابراین شاید فقط بتونم بیام یه اپی بکنم و برم و شاید نتونم مثه قدیما بهتون سربزنم!!!!

ولی همه ی تلاشمو می کنم...

مدرسه هام که به سلامتی که نمی شه گفت باید بگیم متاسفانه و گاهی بدبختانه داره باز می شه و ما نیز ابروانمان را گذاشته ایم تا بلند شود و ببافیمشان و سپس بندازیمشان پشت گوشمان!( اینو از این جهت می گم که جلوی روی خودم یه بدبخت مادرمرده ای رو واس خاطر ابروهاش انداختن بیرون!)

خلاصه اینکه مدرسه که نیست زندان گوانتاناموئه!!!!

و اگه سی تا مایکل اسکافیلد هم بیاری نمی تونی ازش فرار کنی!!!!!!

و در آخر می خوام از ته اعماقم از اجی ملیحه و اجی لیلا ، و دوستای صمیمیم نگار و ملیکا و نیلو!!!تشکر کنم که تو این مدت بر خلاف خیلیا منو تهنا نذاشتن!!!!

همه تونو خیلی دوست دارم....

خیلی...

پ.ن: پرسپولیس قهرمان می شه...خدا می دونه که حقشه...به کوری چشم اس تق لالیا 

...پرسپولیس قهرمان می شه!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 12:9  توسط Moh@ddese | 

شاید ، باید رفت!

نمی دانم.

شاید...

پ.ن: دیر با زود این اتفاق می افتاد...تا حالا هم خیلی بیشتر از اون چه که فکر می کردم دووم اوردم. هر کی دلش خواست می تونه لینک منو از تو وبش برداره. نمی دونم برمی گردم یا نه ولی اینو می دونم که دلم برای همه تون تنگ می شه!

پ.ن: حالا می فهمم که چرا می گویند: هیچ پایان خوشی وجود ندارد...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 12:50  توسط Moh@ddese | 
پرسپولیس با غیرت!!!!!!


عجب پارادوکس افتضاحی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 14:39  توسط Moh@ddese | 

سلام!!!

اول از همه می خوام یه چند تا فحش ناقابل تقدیم این مسئولین ب ل ا گ ف ا کنم!!!!

آقا این چه وضعشه؟؟؟؟

ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی خیال ....اعصاب معصاب نمی ذارن واس آدم که!!!!!!!!!!!!!!!

بعدشم چند تا فحش دیگه گذاشتم کنار واس مسئولین کمیته انضباطی!

تبریزی ها فحش می دن....بطری پرت می کنن....همه غلطی می کنن......اون وقت ما هم باید جریمه

بشیم!!!!

آخه ما که بازی رو برده بودیم!!!!

پسرعمه من رفته بوده ورزشگاه می گفت این تماشاگران تراکتورسازی تبریز(یه متر اسم داره این تیم!)

آخرش صندلی ها رو به آتش کشیدن!( حالا راست و دروغش با خودش!)

این اینترنت منم که سرعتش داغونه در حد المپیک!!!!!

واسه همینه که نمی تونم خیلی این ور اون ور برم نظر بدم!

بازم معذرت!!!!!!!!!!

غرض از دیر اپ کردن این بود که ما خونه تشریف نداشتیم!

نه به خدا مسافرت نبودیم ها....مامان بزرگم تنها بود ما هم واس خاطر این که از تنهایی درش بیاریم

با دخترخاله ها و پسرخاله ها ریختیم خونه شون!(فقط واس خاطر این که از تنهایی درش بیاریم ها!)

خلاصه که جاتون خالی بود بدجور....خیلی کیف داد!!!!!

دیگه این آخرا چون مامان بزرگم نگران بود که خدای نکرده یه وقت ما از کار و زندگی نیفتیم بهمون

یادآوری کرد که دیگه بهتره چترامونو جمع کنیم بریم خونه هامون!!!!

ما هم بهش قول دادیم واس خاطر این که از تنهایی درش بیاریم بازم بریم پیشش!

و اون ما رو تا دم در بدرقه کرد!!!!!

و ما بازم بهش گفتیم که نگران نباشه و ما دوباره میایم بهش سر می زنیم!

نتیجه اخلاقی امروز : همیشه به مامان بزرگاتون سربزنین  و یه هفته بمونین پیششون!!!!!

پیام اخلاقی امروز : همیشه یادتون نره نظر بدین !!!!!!

اینا رو حفظ کنین تو اپ بعدی می پرسم ازتون!!!!

سلام برسونین....هر کی هم دلتون خواست از طرف من ببوسینش!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 6:49  توسط Moh@ddese | 

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سلام.....چطورین؟؟؟؟....ای بابا!!!

چرا انقدر عصبانی.....چرا می زنین؟؟؟

خوب نبودم نشد اپ کنم...اوخ...این لنگه دمپایی کی بود که پرت شد این طرف؟؟؟؟

مسافرت بودیم دوباره...بابام یهو اومد گفت :

_ چمدان ها را ببندید که عازم سفر خواهیم بود!( البته یه کم عامیانه تر گفت!)

من نمی دونم چرا بابام این جور غافلگیر کردنو دوس داره؟؟؟؟

ما هم راه افتادیم رفتیم شهرکرد..از اون جا رفتیم اصفهان، بعد نطنز و در آخر از ابیانه سردراوردیم!!!!

پسر این شهر کردی ها عجب تیپ هایی دارن ها!!!!آدم خنده اش می گیره!

راستی من در طی این سفر یه چیزی رو کشفیدم!

تفاوت شلوار کردی و شلوار لری:

شلوار کردی لوله تفنگیه ولی شلوار لری دم پا گشاده!جالبه نه؟؟؟؟

واسه همتون به عنوان سوغاتی اوردم!!!

اصفهان هم که رفتیم خونه یکی از دوستای بابام انقدر مهمون نوازی کردن و دست و دل باز بودن که ما یه

لحظه شک کردیم که واقعا اومدیم اصفهان یا از یه جای دیگه سر در اوردیم!!!

در هر صورت من از اصفهانی جماعت خوشم نمیاد!!

مخصوصا از لهجه شون....وقتی آدرس می پرسیدیم حالم بد می شد!!!!

ابیانه هم که جای خیای توپیه با یه عالمه توریست باحال!!!!

ففط حیف که من حالم بد بود افتضاح...یه هفت هشت باری بالا اوردم...دل و روده ام اومده بود تو حلقم!

تا سرم هم نزدم خوب نشدم!!!

هنوزم که هنوزه حالم خوب نیست...دارم رو کیبورد بالا میارم!(اینو خالی بستم جون تو!!!)

اااا.....داشت یادم می رفت ها....اسپانیامون هم که قهرمان شد...حال همه ی برزیلی ها و

آرژانتینی ها هم گرفته شد!!!!

یوهاهاهاهاهاها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی جاتون خالی خیلی حال داد!!!!ما بازی رو تو یکی از پارکای شهرکرد دیدیم....کنار یه مشت خز و

خیل!!!

البته با خانواده بودیم ها !!!!!!!

راستی قالبم باحاله نه؟؟؟؟

آوریله دیگه!

منم برم دیگه!!!!

بازم ممنون که میاین نظر می دین!!!!

واسه منم دعا کنین زودتر خوب شم!!!

مواظب خودتون باشین!!!!

بابای!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 6:51  توسط Moh@ddese | 

به............. سلام!!!!!

چطورین؟؟؟؟

چه خبرا؟؟؟؟

آقا ما همین الان رسیدیم از مسافرت !!!!

جاتون خالی کلی حال داد!!!!(البته جاتون خالی نبود چون ما 5 نفریم در نتیجه ماشین پر بود دیگه!!)

رفته بودیم مشهد دعا کنیم خدا این اس تق لالی ها رو شفا بده!!!!خدا هم گفت اینا کارشون از شفا و این جور حرفا گذشته!!!!!

سرزمین موج های آبی هم رفتیم....چه حالی داد پسر!!!!شما هم حتما یه بار برین وگرنه نصف عمرتون بر فنا می شه!!!!!!

پارک ملت هم رفتیم...در کل الاف بودیم دیگه!!!!!

جام جهانی هم که شروع شده...(این مسخره بازی ها واسه چیه؟؟؟همه می دونن آخرش اسپانیا قهرمانه دیگه...نه؟؟؟)

ولی خوبه  عوضش حوصله مون سر نمی ره!!!!

آخه من همش یه معلم زبان انگلیسی دارم و یه معلم گیتار! بقیه ی وقتا هم که جلوی تلویزیون ولو ام!!!

شاید یه کلاس ورزش هم برم(اه...چه قدر حرف می زنم!!!!)

بی خیلش....

راستش ما تو خونه مون دو تا موجود فضایی داریم(فضایی به این دلیل که هیچ کدوم از کاراشون مثه آدمیزاد نیست!!)

یه دختر و یه پسر که می گن خواهر و برادر منن!!!!! اولیه کلاس پنجمه دومیه هم امسال میره اول!!!

خلاصه اینکه من عاشق تیریپ حرف زدنشونم!!!

ما نشسته بودیم تو ماشین و من داشتم طبق معمول آهنگای آوریلو گوش می دادم که دیدم این موجودات شروع کردن به دعوا!!!(کار همیشگی شونه!!!)

حالا عمرا اگه کسی بفهمه دارن درباره ی چی دعوا می کنن...داشته باشین دیالوگ ها رو:

_ چرا کشیدی پایین؟؟؟؟

_ نخیرم من نکشیدم....من دارم می کشم بالا!!!!

( خب حالا اگه آدم انیشتین باشه هم نمی تونه بفهمه اینا دارن درباره ی شیشه ی ماشین حرف می زنن!!!!!!!!!!!!!!!)

_ اگه یه بار دیگه دستت بره تو چیزم ، دستمو می کنم تو چیزت!!!

_ من کی دست زدم به چیز تو؟؟؟؟

(وحشت نکنید............در این جا منظور از "چیز" ، کیف می باشد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

خب حالا خودتون قضاوت کنین.....این چه طرز حرف زدنه؟؟؟؟؟

بعد هم هی از آدم می پرسن که چرا داری می خندی؟؟؟؟؟

خب آدم هر چه قدر هم مثبت نگر باشه باز خنده اش می گیره دیگه!!!!

بی خیال!!!!!!!!!!!!

می دونین امتحانا که تموم می شه آدم یه خلا بزرگ تو زندگیش احساس می کنه!( الان می خواین منو بزنین می دونم!) ولی بعد که آدم کارنامه ها رو می گیره این خلا کاملا پر می شه.... نه؟؟؟؟

خیلی خوشحال شدم دیدمتون...خانواده رو سلام برسونین...پسرتونو هم ببوسین از طرف من!!!( اینا اثرات زیاد مهمونی رفتنه ها!!!!!)

.....این مامان ما هم که داره صدامون می کنه... می گه هنوز نیومده خوابیدی رو کامپیوتر؟؟؟؟(بیا....اینم از مامانمون!!!!!)

خو من برم دیگه!!!!!

فعلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 17:27  توسط Moh@ddese | 

 

سام علیک داااشا و آبجیا!!!!!!!!!!!!!

الان بنده کلی خرکیف تشریف دارم به چند دلیل :

اولندش که امتحانای سختمون رو دادیم رفت به سلامتی!!!!!!!!!!!!!فقظ یه چارتا امتحان مزخرف مونده که اونا رو هم بدیم و خلاص!!!!!

دومندش که دوباره اومدم پیش شوما کلی دارم حال می کنم!

حالا سومی رو بچسب.....ای بابا قهرمان شدیم چه حالی داد !کلی داد و فریاد زدیم سر  بازی صدامون گرفت! این اس تق لالی ها هم که ضایع شدن طبق معمول(قابل توجه بعضیا!!!!!!!!!!!!)

ختم کلوم این که برو تیمتو جمع کن دااااااااااااش.....آره!

چهارمندش که فونتو حال می کنین جون من؟؟؟؟

پنجما  هم که ناراحت کننده اس اینا تا فهمیدن داره تابستون میشه شروع کردن به بگیربگیر!!!!

شانس داشتیم که اسممون شانس علی بود.... نتیجه اخلاقی: حجاب اسلامی را رعایت فرمایید..  باتشکر                رییس بگیر بگیرا!!!!!!!!!!!!!

و البته شیشمندش......ای کسی که هی میای می گی خرخون(رجوع شود به کامنت های سه تا قبل از این پست)...بگم؟؟؟؟؟

بگم اسمتو؟؟؟؟؟

نه گناه داری ولی چرا خودتو نمی گی که واسه هر امتحان کتابو گاز می زنی!!!!!

در نتیجه....دیگ به دیگ می گه مایکروفر!

و در آخر باید تشکر کنم از کسانی که خیلی به من لطف دارن و با این که من وقت نکردم بهشون سر بزنم ولی اومدن این جا دل ما رو شاد کردن!!!!!!!!!!!!!

چاکر شوماااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 16:15  توسط Moh@ddese | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام...اگه زیاد میای این طرفا پس مقررات این جا رو داشته باش:
من قبلا گفته بودم که اس تق لالی ها تو وب من نیان که هیچ خوشم نمیاد!
ولی به پیشنهاد برخی از دوستان نظرم عوض شد..عوضش با هم کل کل می کنیم تاحالشون گرفته شه!!!!!
دویم از همه بازم اینکه کسایی رو که لینک میکنم حتما باید ماهی یک بار به این جانب سرزده اظهار علاقه
کنند...نه منظورم این بود که نظر بدن!!!! و در غیر این صورت لینکشون=هوتوتو!
سیوم دیگه این که حوصله ی کامنت های مزخرف و مهمل و حاوی انواع شماره جات و غیره و غیره.... را نداشته در صورت وجود این گونه نظرات با یکی از اعضای خانواده طرف را در یک کوچه بن بست گیر آورده از خجالتش در می آییم!
چهارم هم اینکه هر کس بیاد تو وبم و نظر نداده بره خیلی نامرده ها گفته باشم اگه می خوای نظر نداده بری اصلا نیا!!!
خب دیگه تمومید.
به امید موفقیت هر چی بیشتر پرسپولیس!

نوشته های پیشین
تیر 1390
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
پیوندها
شکسته های مکعب مست(!!!اجی ملیحه)
blackout of music
درد دل آزاد
پرسپولیس با کلاس
یه فنجون قهوه تلخ
آتش سرخ
پرسپولیسی های دو آتیشه
کلبه تنهایی
من از انتقاد متنفرم
افسوس
رپفا
ارتش سرخ(همون داااااش هادی خودمون)
بهار من
دلتنگی
مروارید
پسرک خنده رو
خبار روز پرسپولیس
باران
ستاره سرخ
نسل آخر
عشق فقط پرسپولیس
شب مهتابی
تنهاترين تنها
سیاه مشق
عاشق تنها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM